الف- مرحله ى تولد تا از شيرگيرى
مديريت گوساله ها در سه ماه اول بسيار مهم است زيرا در اين مدت حيوان دوره ى تولد، ارتبات با محيط مصرف آغوز وشير خوارگى را تجربه مى کند. از طرف ديگر وضعيت فيزيولوژيکى حيوان در اين دوره ازجنبه هاى حائز اهميت مى باشد که شامل توانائى جذب مولکولهاى درشت ايمنوگلوبين در روده ، توانائى هضم بالاى چربى و ساکاريد ها بدون عارضه ى متابوليسمى، مستعد بودن حيوان به عفونت هاى روده اى و اسهال و تغييرات معنى دار در شکل ، حجم و ترکيب مواد مغذى و عادت يافتن سيستم بدن با آن مى باشد.   زايمان گاو و مراقبت از گوساله : در صورت رعايت اصول انتخاب اسپرم و تغذيه مناسب، زايمان طبيعى خواهد بود. نکته ى اساسى و حياتى درمورد گوساله در ۱۵ دقيقه ى اول بعد از تولد است که رفلکس تنفسى بايد فعال گردد و گوساله بايد خشک شود؛ در صورت زايمان طبيعى و عدم شيوع يون گاو بايد خود اين گاو با ليس زدن گوساله انجام دهد. گوساله ۷۲-۲۴ ساعت زمان لازم دارد تا به حد آستانه ى تنظيم دمائى بدن برسد (۳). تا ۶ ساعت اول بعد از زايمان جذب ايمنوگلوبين حداکثر است ودر اين مدت تا۵ درصد وزن بدن و در روز اول تا ۱۰- ۸ درصد وزن بدن بايد آغوز بخورد(به دليل اهميت آغوز توصيه شده که در صورت امتناع گوساله با لوله ى مرى آن را به صورت اجباريخورانده شود) مدت خشکى مادر ، کيفيت تغذيه ى آن از لحاظ سلنيوم ويتامين هاى A ، Eو K ، سن مادر وميزان ايمن زائى درآن زمان مصرف آغوز توسط گوساله در کيفيت عملکرد آغوز موثر است، ميزان ايمنوگلوبين در شير مادر از ۲۲ تا ۵۰ ميلى گرم در مياى ليتر متغير است(۳). مصرف آغوز علاوه بر ايجاد ايمنى غير فعال(ميزان۱۰۰ گرم) براى گوساله به دليل غنى بودن از ويتامين ها ، انرژى ، پروتئين ، عوامل محرک رشد نا شناخته و هورمون ها ، باعث بالا رفتن بنيه ى عمومى گوساله مى شود و به عنوان پايه و زير بناى دام درکل زندگى محسوب مى شود. در مورد گوساله هاى متولد شده از سخت زائى را بايد توجه ويژه کرد چون از يک طرف به علت ضعف مادر توانائى ليسيدن ساقط مى شود واز طرف ديگر به دليل تاخير زايمان تنفس گوساله از مايعات رحمى رفلکس تنفس فعال نمى شود وبايد با سر و ته کردن گوساله وخارج کردن مايعات آن را فعال کرد. قطع بند ناف از اعمال حياتى است که محل قطع و نحوه ضدعفونى آن براى سلامت گوساله مهم است. خوراندن بيش از حد آغوز باعث ناراحتى گوارش وبالطبع آن باعث بروز اسهال وبه هم خوردن توازن گوساله مى شود.
جايگاه تميز براى گوساله از موارد تاثير گذار در سلامت آن است و احتمال ايجاد عفونت را کاهش مى دهد. تغذيه ى آغوز ۲-۱ روز اول طول مى کشد بعد از آن تغذيه ى شير شروع مى شود . با توجه به اينکه قيمت شير کامل بالاست براى بالا بردن سود مى توان تمام يا بخشى از آن را با جانشين شونده ى مناسب جانشين کرد که به قيمت شير ، قيمت جانشين شونده ،ارزش غذائى آن ، ميزان آغوز و شيرهاى دور ريختنى ( شيرهاى و آلوده و غيرقابل استفاده توسط انسان) بستگى دارد. در مورد گوساله هاى ماده توصيه مى شود که در ۳ هفته ى اول از شير کامل تغذيه کنند که واين به به علت اين است که مادران و مولدين آينده گله خواهند بود . شير اورام پستانى نيز تنها بايد به گوساله هاى نر داد . در صورتى که امکان جداسازى گوساله هاى ماده از همديگر و عدم مکيدن پستانهاى هم و جود داشته باشد مصرف شير اورام پستان مانعى ندارد. در صورت تغذيه ى جانشين شونده بايد به احتياجات مواد معدنى، ويتامين ها و … توجه شود. جيره هاى استارتر را مى توان از هفته ى دوم به بعد در اختيار گوساله گذاشت. در مورد مصرف علوفه هم اختلاف نظر وجود دارد. از جنبه ى افزايش حجم پيش معده و تحريک نشخوار و هضم صحيح (زمان ماندگارى ) و قيمت خوراک مفيد است از طرف ديگر با توجه به غير فعال بودن شکمبه در ابتدا و عدم هضم فيبر و ايجاد مشکلات، زير۸ هفته توصيه نمى شود مگر مقدار کمى برگ يو نجه با کيفيت که در استارتر گنجانده مى شود(۳).
گوساله ها براى استفاده از علوفه و مواد متراکم نياز به فلور مناسب شکمبه وپرزهاى گسترده جهت جذب دارند . غلات با ايجاد اسيد ها ى چرب فرار بوتيرات و پروپيو نات باعث گسترش پرز ها و بالا رفتن قابليت جذب اسيد هاى چرب فعال مى شوند. ايجاد بوتيرات و پروپيونات در اثر تخمير مناسب ناشى از فلور ميکروبى مناسب ايجاد مى شود واين مجموعه هضم و جذب را افزايش داده ودر نهايت رشد گوساله را افزايش مى دهد.
مصرف آب ودر اختيار گذاشتن آب در کنار شير يا جايگزين شير باعث افزايش ماده ى خشک مصرفى مى شود. البته ممکن است که گوساله که به طور آزادانه آب در اختيار دارد بيش از مورد نياز آب مصرف کند ودر فرآيند لخته شدن شير مشکل ايجاد کرده و موجبات اسهال را فراهم کند.
با توجه به قيمت بالاى مواد مغذى مصرفى گوساله ها سعى بر اين است که گوساله در حد نياز رشد مناسب تغذيه شود و مصرف بيش از حد آن باعث چاقى مى شود و قابل قبول نخواهد بود.زيرا از يک طرف هزينه ى تمام شده ى پرورش بالا مى رود واز طرف ديگر با توجه به پروسه ى از شيرگيرى امکان از خوراک افتادن واز بين رفتن اين هزينه ها بيشتر خواهد بود مضاف بر آن با توجه به هزينه ى رشد پائين در بعد از شيرگيرى به صرفه تر است که حتى المکان به آن دوره موکول شود.
از شيرگيرى گوساله ها و تبديل خوراک مايع به جامد و تغييرکيفيت ماده ى خوراکى مى تواند گوساله ها را با مشکل مواجه کند که بايد با سياست هائى نظير حذف تدريجى شير و تامين احتياجات به طور کامل از مواد خو راکى مى توان اين استرس را به حداقل رسانيد گفته مى شود که گوساله زمانيکه ۱ درصد وزن بدن ، ماده ى خشک مصرف کند مى تواند از شير گرفته شود که مو ثر از حجم پيش معده، کيفيت پرزهاى آن و فلور ميکروبى آن است.
عوامل موثر بر مرگ و مير گوساله ها: …………..
اسهال
چيزى حدود ۵-۷ درصد گو ساله ها تا پايان دوره ى پرورش تلف مى شوند(۳) که متاثر از عوامل تغذيه اى ، محيط و پاتوژنيک است که رقم قابل توجه و تعيين کننده دراقتصاد گاوداريمى باشد . علاوه بر مرگ و مير ، هزينه هاى درمان و باز گرداندن دام به حالت اول نيز هزينه ى قابل توجه را به خود معطوف مى کند.عنوان شده اسهال در سال ۱۹۹۱ ،۲۵۰ ميليون دلار براى صنعت گاو شيرى امريکا هزينه به دنبال داشته است.
بخش عمده اى از مرگ و مير در گوساله ها به علت اسهال رخ مى دهد که اين اسهال مى تواند با منشا تغذيه اى و پاتوژنيک باشد. معمو لا عوامل تغذيه به مقدار کمتر باعث کاهش قوام مدفوع نسبت به عوامل پاتوژنيک مى شود و قابليت برگشت به حالت اول در آنها راحتتر است. گوساله هاى تازه متولد شده در اثر عواملى مانند ؛ محيط غير بهداشتى ، مصرف ناکافى آغوز ،مصرف آغوز يا شير نا مطلوب يا مصرف بيش از حد مستعد ابتلا به اسهال شونده ميزان شيوع پاتوژنهاى ايجاد کننده ى اسهال نيز تاثير قابل توجهى دارد. از گونه هاى عمومى مى توان به باکترى اشريشيا کلاى (که در هفته ى اول منجر به اسهال کشنده مى شود ) باکترى سالمونلا( از هفته ى اول تا هفته ى چهارم عمل ميکند ) و ويروس هاى رتاويروس و کورناويروس (که به ترتيب از هفته ى اول و دو ،سه روز اول اتفاق مى افتند و منجر به اسهال آبکى وکشنده مى شوند)اشاره کرد. قبل از شروع اسهال آگاهيهايى نظير آرام شير خوردن و بازى کردن با شير وعدم تمايل به نوشيدن ،خوردن ودراز کشيدن به پهلوى راست و کاهش مدفوع از آن جمله مى باشند. بعد از بروز اسهال به علت کاهش آب بدن و دفع الکتروليت هاى ضرورى وعدم هضم وجذب کافى مواد خوراکى گوساله به شدت احساس ضعف مى کند در مواردى هم عامل عفونى وارد خون شده و ايجاد سپتيسمى مى کند که مجموع عوامل فوق سبب مرگ دام مى شود ممکن است که دام جان سالم به در برد ولى به تجربه ثابت شده که گاوى که از گوسالگى سابقه اسهال داشته نسبت به گاوهاى ديگر در ادامه زندگى آسيب پذيرتر بوده است . ……………….
اقداماتى که در زمان اسهال بايد انجام داد :
۱- جدا کردن گوساله آلوده از ديگر گوساله ها
۲- جايگزين کردن مايعات با الکتروليت ها جهت بالا بردن قوام مدفوع وتامين نياز دام
۳-مصرف شير والکتروليت به صورت يک در ميان
۴-با کمک دام پزشک عامل را شنا سايى کنيم و از بين ببريم ……………….
پنومونى از موارد ديگر ايجاد کننده مرگ و مير در گوساله ها پنومونى است که همان آلودگى ريه ها است .
گوساله ها با بينى باز نفس مى کشند وسرفه مى کنند در ادامه تب دار مى شوند واز خوردن غذا امتناع مى کنند در صورت عدم رسيدگى در مدت ۴-۳روز تلف مى شوند پنومنى با انتقال اجرام بيمارى زا از ساير گوساله ها يا گاو هاى ديگر منتقل مى شود گوساله هاى که يک بار مبتلا شده اند دچار حساسيت بيشتر اند و نسبت به اجرام ديگر هم آلوده مى شوند . قرار دادن در باکس هاى مجزا ،تهويه و رطوبت مناسب مصرف آنتى بيوتيک زير نظر دام پزشک ودر نهايت تشخيص عامل وفائق آمدن بر آن از اعمال مفيد در مديريت پنومونى مى باشد . ………………..
روشهاى مديريتى که در کل باعث سلامت گوساله مى شوند:
۱- واکسينه کردن گاو عليه اشرشيا کلاى و ويرو س ها جهت ايجاد وتقويت ايمنيت آغوز
۲- اطمينان از سلامت وبهداشت زايمان و تدابير ويژه در زمان آلودگى به بدن
۳- تغذيه از آغوز با کيفيت تا دو روز
۴- غذاى تازه تميز وبا کيفيت
۵-جايگاه خشک ومناسب براى استراحت و بهره مندى از هواى تازه ب-عوامل موثربرطول عمرمفيدتليسه ها (از۶ ماه به بعد)
سالانه۳۵-۲۵درصدگله هاى شيرى حذف مى شوندوبراى حفظ گله دوشا بايدجانشين هاى آنها ازبين تليسه هاى موجود درسال قبل انتخاب شوند پس بايددرنظرداشت که هرگونه فعاليت وشدت وضعف مديريتى دراين زمان به طورغيرمستقيم برعملکردتوليدى اثرمعنى دارى خواهدگذاشت عنوان شده که۲۰-۱۵درصدهزينه هاى توليدشيرمربوط به تليسه هاى جايگزين است وبايدتلاش شودتاحتى الامکان تليسه هاى باوضعيت بدنى مناسب،زايش درسن قابل قبول وسلامت دام وتوليدگوساله وشيرمناسب درزايش اول وهمينطوردرزايش هاى بعدى ايجادکرد وهرگونه آثارمثبت ومنفى درزمان توليد ميتواند ناشى ازدوران تليسگى باشد.در استراتژى پرورش تليسه هابايدامادگى براى تلقيح درسن۱۵-۱۳ماهگى شودکه دام بايدبه۶۰درصدوزن بلوغ جسمى خودرسيده باشد.ارتفاع ازجدوگاه۱۳۰cmوداراى امتيازبدنى ۳باشد.دررابطه باامتيازبدنى بايدسعى شودکه گوساله هاازابتداچاق نشوندودرحداحتياج،انرزى وپروتئين مصرف کند.چاقى باعث افزايش حجم چربى بدن واگرهمراه عدم تامين پروتئين مطلوب باشدسبب کوتاهى قد عدم رشداستخوان لگن وتوسعه اندام هاى توليدمثلى مى شودکه سن اولين تلقيح راافزايش مى دهد(باوجوداينکه وزن بدن به حدمطلوب رسيده ولى اين وزن ناشى ازذخائرچربى است.)ازطرف ديگرچربى بانفوذدرغددپستان ممانعت فضايى براى توسعه مجارى شيرى درآن وکاهش توليدپس اززايش مى شود.درصورت آبستنى،زايمان بامشکل مواجه مى شودواحتمال ناهنجارى پس اززايمان نيزبالامى رود.ازطرف ديگرباتوجه به هزينه بالاى خوراک مصرف وعدم نيازدام به اين مقدارخوراک بارهزينه مضاعف به بدنه پرورش وارد مى شودکه قابل قبول نيست.تغذيه ناکافى نيزباعث عدم رشد و سلامت کافى وکاهش طول عمر مفيددام مى شود.بايدبااستفاده ازجداول استاندارد احتياجات دام رابه بهترين نحو براوردکرد.ازميان مراحل مختلف تغذيه مرحله تلقيح تازايش يکى ازبخش هاى مهم تغذيه تليسه هاست که بايددرهنگام زايمان باامتيازبدني۳.۷۵-۳.۵داشته باشيم.ازطرف ديگراحتياجات آبستن دراواخرآن بايدمنظورشودهمچنين تغذيه مناسب قبل اززايش جهت عادت دهى به مصرف ميزان مناسب کنسانتره بعدازايش وهمينطورتامين کلسيم وسايرعناصروويتامين هاى ضرورى براى توليدآغوزوشيروسلامت دام لازم است.
عوامل موثر برسلامت تليسه ها
تليسه ها به دليل عدم توليد شير کمتر با نوسانات متابوليسمى مواجه اند وبا يک مديريت مناسب مى توانند به راحتى اين دوره را طى کنند ؛ اين موضوع گا ها باعث بى توجهى پرورش دهندگان وبا سوء مديريت هايى که روى آنها انجام مى دهند باعث ايجاد مشکلات در آنها مى شوند که نتايج آن در زمان تليسه گى وتوليدمواجه پرورش دهندگان خواهد شد از مهمترين موارد بحث جايگاه است که به دليل مسائل رفتارى و جلوگيرى از آسيب ديده گى ها وارائه ى مديريت خوب تغذيه توصيه مى شودکه اين دام ها در گروه هاى با حداقل اختلاف سنى ممکن دسته بندى شوند
تميزى و خشکى بستر تلسيه ها ، وجود گل ولاى در بستر و چسبيدن آن به بدن گوساله باعث کاهش سرعت رشد و تعويق زمان اولين زايش مى شود و دام را به بيمارى انگلى مبتلا مى کند و از طرف ديگر باعث تخريب فيزيکى و پاتوژنيک اندام هاى حرکتى وسمها مى شوند
مشکلات ورم پستان نيز از مسائلى است که از دوران تليسه گى شروع مى شود و در دام هاى بالغ خود را نشان مى دهد که بخش مربوط توضيح داده خواهد شد. از مسائل مهم تاثير گذار در دورهانجام واکسيناسيون است که طبق پروتوکل هاى منطقه اى وعلمى اجرا مى شود داده خواهد شد. ج-عوامل موثر بر طول عمر مفيد گاوهاى شيرى در مرحله ى توليد
با پيشرفت صنعت گاوشيرى وافزايش پتانسيل توليدى گاوها حساسيت آن ها هم بالاترمى رود و از جمله ى آن حساسيت ها نسبت به بعضى متابوليت هاى سمى است که با توجه به حجم بالاى توليد و افزايش متابوليسم بدن ايجاد مى شوند. در صورتى که قصورى در بخشى از شرايط استاندارد رخ دهد حيوان از تعادل خارج مى شود و باز گرداندن آن به شرايط استاندارد مشکل خواهد بود از سوى ديگر تغييراتى که در مراحل مختلف توليد در سيستم فيزيولوژى حيوان رخ مى دهد مى تواند زمينه ساز خروج از تعادل متابوليتى باشند . با توجه به کاهش توليد شير در اواخر آبستنى از احتياجات دام در اين دوره کاسته مى شود و حجم خوراک ونوع مواد خوراکى تغيير مى کند و اوج آن در دوره ى خشکى رخ مى دهد در اين حال سيستم گوارشى و اندام هاى وابسته با سطح و کيفيت خوراک آدابته مى شوند .
زايمان باعث تغييرات معنى دار درسطح متابوليت خون و همين طور اشتهاى دام نيز کاهش مى يابد و از مقدار مصرفى خوراک کاسته مى شود بخصوص اگر دام بيش از حد چاق شده باشد. درادامه حيوان آدابته به خوراک کم وتوليد رو به افزايش مواجه است که نياز غذاى ى بالايى را مى طلبد ميزان توليد تا ۶۰ روزه گى به اوج خود مى رسد در صورتى که مقدار خوراک ۸۰-۷۰ روز طول مى کشد تا به اوج خود برسد که اين تفاوت باعث مى شود که حيوان با بالانس منفى انرژى مواجه شود. مجموع اين عوامل باعث مى شود که اکثر بيمارى هاى متا بوليک از زايمان تا يک ماه بعد از آن رخ دهند.
………….
تغييرات دما و کيفيت بستر و سيستم شير دوشش در تشديد اين حساسيت ها سهم بالايى دارند نوع جيره نويسى و تامين احتياجات حيوان به صورت قابل جذب تامين توازن احتياجات در خوردن فيبر کافى و گرفتن قدرت انتخاب از گاو ازمواردى که در کنترل اين ناراحتى ها مفيد خواهد بود
نکته ى حائز اهميت وابستگى اين ناهنجارها به يکد يگر است که ممکن است در گاو در واحد زمان به تعداد زيادى از آنها مبتلا شوند که معمو لا ابتلا به يکى ا زآنها زمينه ى مبتلا شدن به سايرين را ايجاد مى کند .
نکته ى ديگر اين است که تغييرات متابوليتى در بدن به صورت پيوسته است و به يک مرحله که رسيد، براى پرورش دهنده قابل رويت مى شود وممکن است درصد بالايى از گله در اندازه گيرى متا بو ليت خون غير نرمال نشان دهند که بدون نشان دادن عوارض بالينى در ميزان توليد صفات توليد مثلى و لنگش دام ايجاد تغييرات نامطلوب کنند و طول عمر توليدى مفيد حيوان را کاهش دهند . ……………
بيمارى هاى متابوليکى مهم: …………
۱– تب شير
در زمان زايمان به علت مصرف زياد کلسيم که در آغوز و رحم رخ مى دهد و کاهش اشتهاى دام و حرکات لوله ى گوارش و نيز تاخير ‍پاسخ به تحريک ۱و ۲۵ دى هيدروکسى ويتامينD ( تحريک پارا تيروييد و تحريک ۲۵ دى هيدروکسى ويتامينD طبيعى است ) و عدم موبيليزه شدن مقدار کافى کلسيم از روده و استخوان مقدار کلسيم خون را به مقدار( mg/dl) ۸ کاهش مى يابد ( مقدار طبيعى mg/dl۸-۱۰ است) در صورتى که يکى از موارد فوق شديدتر باشد مقدار کلسيم خون به حدى ميرسد که مبتلا شدن به تب شير را ايجاد مى کند(۷).
که از ايستادن با لرزش در مرحله ى اول (درمقدار mg/dl۶.۵) و نشستن روى جناق همراه با افسردگى در مر حله ى دوم (در مقدار mg/dl ۵.۵ ) و دراز کشيدن به پهلو و بى توجهى به پيرامون (درمقدار mg/dl ۴.۵) در مرحله ى سوم رخ خواهد داد ودر نهايت دام به علت فلجى عضلات تنفسى تلف خواهد شد . معمولا ۷۵ درصد موارد در ۲۴ ساعت اول و ۵درصد در ۲۴ ساعت دوم زايمان رخ مى دهد دامى که قبلا مبتلا شده ودام هاى پير حساس ترند. ……………..
۲- کتو زيس
عارضه ى ديگر هنگامى رخ مى دهد که مقدار مواد مغذى جذبى به ويژه انرژى در حوالى زايمان کاهش يابد . و نتيجه ى آن کاهش گلوکز خون و افزايش موبيليزه شدن ذخاير بدنى به ويژه چربى ها ست. بخشى از ليپيد هايى که موبيليزه شده اند تبديل به اجسام کتونى مى شوند و اين به علت نبود مقدار کافى اگزالواستات و تجمع استيل کوآانزيمA رخ مى دهد. اگزالو استات به علت کمبود گلوکز دارد مسيرگلوکونئوژنز مى شود نتيجه ى اين فعل و انفعالات بالا رفتن اجسام کتونى خون است و حضور اين اجسام در خون کاهش اشتها را تشديد مى کند ودام به سرعت لاغر مى شود و مقدار شير توليدى کاهش مى يابد و اجسام کتونى در شير و ادرار مشاهده مى شوند. شيوع اين ناهنجارى از ۱۰ روز تا ۶ هفته بعد از زايمان است و اوج آن در هفته ى سوم ميباشد تعداد زيادى از گاو هاى شيرى به نوع تحت بالينى يا مقدماتى کتوز مبتلايند بيمارى هايى مثل : جفت ماندگى ، جابه جايى شير دان ،در گيرى با جسم خارجى مى توانند زمينه ساز کتوز شوند
………….
۳- سندروم کبد چرب:
در بالانس منفى انرژى اسيد چرب آزاد شده از بافت آديپوز به سمت کبد حرکت مى کند ودر کبد در اين حالت به علت کمبود اگزالواستات بخشى ار آن تبديل به اجسام کتونى مى شود و بخشى از آن در کبد تجمع مى يابد وبه ترى گليسريد تبديل مى شود و به دليل کمبود توانايى نشخوار کنندگان در تجزيه يا انتقال ترى گليسريد ها اين مواد در کبد تجمع مى يابند که حدود ۶۰-۳۰ درصد وزن کبد را اشغال مى کنند( در حالت طبيعى مقدار ۵ درصد است .) ومنجر به مختل شدن فعاليت هاى حياتى کبد مى شود .
……………
۴- جفت ماندگى :
جفت معمولا در ساعت اول و يا ساعات اول بعد از زايمان خارج مى شود در صورتى که از۱۲ ساعت گذشت وخارج نشدعارضه ى جفت ماندگى رخ داده است .
دو علت ميتواند در بروز اين علت مسبب باشد ؛ اول اينکه جفت در ۵ روز قبل از گوساله زايى طبيعى آخرين مرحله ى بلوغ خود را طى مى کند که اين مرحله منجر به سست شدن تماس بين جفت ورحم مى شود . در صورتى که گوساله زودتر از اين ۵ روز به دنيا بيايد فراوانى جفت ماندگى بالا مى رود . دوم نبود يا تضعيف انقباضات رحمى يعنى مواردى مثل تب شير که با زمان بيرون راندن جفت تداخل مى يابد بيا سخت زايى و …. که سبب آلودگى رحم مى شود وتب بالا جفت ماندگى را افزايش مى دهد از طرف ديگر کمبود ويتامين A يا بتا کاروتن ، سلنيوم ، يد وسطح نادرست کلسيم و فسفر نيز باعث اين ناهنجارى ها ميشوند. …………
۵- جا به جايى شير دان
محل شير دان (معده ى اصلى )گاو در کف در طرف راست شکم است در دو ماه اخر آبستنى به علت رشد زياد محوطه ى رحمى فضاى شکمبه و ساير اجزاى دستگاه گوارش محدود مى شود و بعد از زايمان اگر شکمبه در بازگشت به محل اصلى خود دچار تاخير شود شيردان در فضاى خالى زير شکمبه به طرف چپ حرکت مى کند .و عوامل مثل تب شير ، کبد چرب ، ورم پستان به عنوان مستعد کننده ى اين عارضه به شمار مى روند ناکافى بودن مقدار دريافتى خوراک از گاوهاى زايمان کرده ويا کمبود علوفه ى حجيم ويا عواملى که سبب کم تحرکى ماهيچه ها تجمع گاز در شکمبه مى شود مانند غلات باعث اين عارضه مى شوند . ۹۰- ۸۰ درصد مواد جابه جايى شيردان به سمت چپ است . پى آمد جابه جايى شيردان تجمع گاز در آن ودر نهايت نفخ که حيوان را خواهد کشت اين عارضه در ۶ هفته ى اول بعد از زايمان با فراوانى ۳ درصد رخ مى دهد. …………
۶- اسيدوز
يکى از ناهنجارى هاى شايع در صنعت گاو شيرى است که به علت مصرف زياد کنسانتره و عدم تناسب ميزان فيبر به نشاسته ويا تاخير در مصرف فيبر ويا کوچک بودن اندازه ى آن رخ مى دهد در متابوليسم شکمبه به علت تبخير سريع نشاسته حجم زياد پيرووات توليد مى شود ودر صورتى که باکترى هايى که تجزيه صحيح را انجام مى دهند به اندازهى کافى نباشند مصرف آن توسط لاکتو باسيل منجر به توليد اسيد لاکتيک مى شود که باعث کاهش PH شکمبه و تعقير فلور آن مى شود واين تغييرات PH بر خون منتقل مى شود ودر فعاليت هاى مغز اختلالاتى ايجاد کرده و سبب مرگ حيوان مى شود مجموع راههاى مديريتى جهت به حداقل رساندن ناهنجارى هاى متابوليک و اثرات آن:
کاهش ميزان کلسيم جيره براى بالا بردن ظرفيت جذبى (عملکرد و پاسخ به هور مون) از روده و استخوان در حد ۵۰ گرم در روز با توجه به اينکه يونجه کلسيم بالايى دارد بايد مصرف آن را بررسى کرد يا مصرف نمک آنيونيک براى اسيدى کردن روده وبراى بالا بردن ظرفيت موبيليزه کردن کلسيم در زمانى که کلسيم جيره در حد ۵۰ گرم در روز است.
- کنترل امتياز بدن گاو در دوره ى خشکى و جلو گيرى از چاق شدن بيش از حد (بالاتر از۳/۷۵ )، مصرف ۴-۳ کيلو کنسانتره در دوره ى انتقال ، مصرف خوراک با کيفيت جهث بالا بردن مقدار دريافتى و مصرف نياسين gr/kg ۶ به مدت ۱۰-۲ روز قبل از زايمان.
- به حداقل رساندن بالانس منفى انرژى بويژه در اوايل زايمان با بالا بردن مقدار دريافتى( تغييرات امتياز بدنى در دوره ى خشکى در دامنه ى ودر دوره ى بالانس منفى حداکثر تا ۱- بايد باشد)
- تغييرات تدريجى جيره ى خشکى به جيره ى توليد و تامين حجم کافى علوفه براى تحريک شکمبه و پر بودن آن در زمان زايمان ، و مصرف کنسانتره جهت آدابته کردن فلور و پرز هاى شکمبه .
- ابعاد علوفه از ۲.۵ سانتى متر نبايد کمتر باشد ، مصرف خوراک به صورت TMP باشد تا گاو قدرت انتخاب نداشته باشد ، گرسنگى دادن به گاو به دليل تاخير در شيردوشى باعث ايجاد ولع و مشکلات هضم خواهد شد.
……………
لنگش :
به دليل اهميتى که لنگش در گاودارى کشور دارد ما به طور جداگانه و مفصل تر به آن مى پردازيم زمانى که دام در اثر عارضه دچار مشکل راه رفتن مى شود تمام فعاليت هاى حياتى آن تحت الشعاع قرار مى گيرد؛ کمتر به سمت آخور و آبشخور مى رود رفتن به سمت شير دوش براى او درد آور است ايستادن براى او مشکل است و نمايش فعلى براى او به حداقل مى رسد . و اين عوامل باعث کاهش امتياز بدنى و وزن و توليد شير مى شود و بارورى نيز کاهش مى يابد و با توجه به فراوانى آن مى تواند تاثير معنى دارى بر اقتصاد گاودارى داشته باشد . در يک مطالعه در انگلستان۵۵ درصد گاوها لنگ بودند و در امريکا ساليانه هر کله ۱۰۰ راس ۱۷۵۰ تا ۳۷۵۰ دلار براى لنگش مى پردازند(۸) .
لنگش مجموعه از ادم ، خونريزى و مرگ سلولى در بافت پوششى است که مجموعه از اين عوامل باعث زخم کف پا مى شود. اين زخم معمولاً در پاشنه است ولى مى تواند در نوک سم هم باشد. بافت شاخى سم از بخش هاى زيرين خود محافظت مى کند و برداشته شدن آن باعث عميق شدن عفونت مى شود .
ممکن است لنگيدن دام به علت مشکل در بخش هاى بالاتر اندام حرکتى باشد که ضرب خوردگى وشکستگى هاى که در پاهاى جلويى و عقبى رخ مى دهد؛ باعث لنگيدن دام مى شود، که خود اين ضرب خوردگى ها يا به علت کمبود عناصر معدنى موجود در استخوان است و يا به علت نامناسب بودن بستر و ريل هاى انتقال و جايگاه شير دوش نامناسب باشد . ……………….
مشکلات سم را به سه دسته مى توان تقسيم کرد :
۱- آلودگى به عوامل عفونى مثل فوزى باکتريم نکروفرم
۲- ساييده شدن بيش از حد يا بزرگ شدن بيش از حد سم و سمچينى نامناسب
۳- بيمارى هاى متابوليک که اسيدوز متابوليک باعث توليد اسيد لاکتيک مى شوند و باکتريهاى توليد کننده آن جانشين باکتريهاى گرم منفى مى شوند و باکتريهاى گرم منفى مرده توليد آندوتريکسين مى کنند و بدن گاو هم در پاسخ هيستامين ترشح مى کند که در بافت حساس بشره سم باعث تخريب مى شود . اين ثخريب با آماسى که در بافت مويرگها رخ مى دهد باعث دردناک شدن سم مى شود و در نتيجه اسيب مويرگها از سنتز کرايتن جلوگيرى مى شود.
لنگش درسه تيپ حاد ( بالينى ) که همراه خونريزى و مشکلات تنفسى و قلبى است و تحت بالينى با بروز۳-۱ ماه بعد از ايجاد نوع حاد در کف سم است و مزمن که با بزرگ شدن و رشد زياد سم و ظاهر شدن بر آمدگى افقى در ديواره سم و پهن شدن آن همراه است . …………….
مديريت عوامل مختلف موثربر لنگش
در مورد عوامل تغذيه اى تمامى عواملى که سبب اسبدوز مى شود مى تواند لنگش را هم به دنبال داشته باشد و در کنار آن تغذيه مقدار کافى روى و مس و متيونين و بيوتين به دليل نقشى که در ساختار کراتين دارند حائز اهميت است .
در رابطه با عوامل محيطى غير تغذيه اى براى بحث نوع مصالح کف و مدت زمان ايستادن گاو به حالت سرپا تعيين کننده مى باشد . به عنوان مثال دفعات شير دوشى و گروه هاى براى گاو باعث بالا رفتن زمان انتظار به صورت سرپا در اتاق انتظار را زياد مى کند مى تواند باعث لنگش شود مصالح کف و نوع بستر نيز در تمايل گاو براى خوابيدن موثر است .
با توجه به اينکه عوامل فرسايش دهنده کم است بايستى سالانه دو بار سم گاوها را بازديد و در صورت نياز مورد سم چينى قرار داد بايستى دقت شود که سم به صورت متواتوازن و متعادل چيده شود و ساختار طبيعى يک سم معمولى را حفظ کند در صورتى که يک سم بيش از حد بزرگ شده باشد با چيدن چند بار متوالى آن مى توانيم آن را يکى در ميان به حالت اول بازگردانيم در صورتى که دام به علت بزرگ شدن سم لنگ شده با برداشتن بافت مرده و يا در حال مردن و بخش هاى بر آمده پنجه سم را ترميم کرد. در آينده بافت شاخى سالم در انجا جانشين مى شود بايستى توجه داشت که سم چينى نامناسب باعث بد شکل شدن و انحراف سم و استخوان انگشت مى شود و گاو تا آخر عمر ناقص خواهد شد . ………………
ورم پستان :
از موارد تعيين کننده در حذف گاوها ورم پستان است در يک مطالعه در سال ۱۹۹۸در DHI عنوان شده که ۱۵ درصد موارد حذف مربوط به ورم پستان بوده در زايش سوم اين مقدار به ۵/۱۸ درصد مى رسد۱۰ . ورم پستان به علت الودگى غدد پستانى به عوامل عفونى مثل استافيلوکوکوس اورئوس ، استرپتو کوک آگالاکتيس و گونه هايى از مايکو پلاسما وکلى فر ها رخ ميدهد؛ عوامل عفونى عموما” از محيط به طور مستقيم به پستان منتقل مى شوند کهکلى فرم ها و استرپتو کوک ها اينگونه عمل مى کنند . ولى مواردى هم از خون به غدد پستانى مى روند مانند استاف اورئوس . شاخص ارزيابى ورم پستان ، تعداد سلولهاى بدنى است در حالت شديد اين تعداد ۰۰۰/۴۶۰ با توليد که (۱۷۲۹۹پوند) و۶/۱۴ درصد گاو مبتلا خواهيم داشت و در حالت پايين ۱۷۵۰۰۰ و با توليد بيشتر (۲۱۰۲۱ پوند) و تنها ۳ درصد که مبتلا خواهند بود .
از نظر اقتصادى ورم پستان باعث کاهش ۱۰۰۰ پوند شير در زايش دوم به بعد و ۵۰۰ پوند در زايش اول ايجاد خسارت مى کند .
در استراتژى مقابله با ورم پستان بايد از زمان گوسالگى شروع شود و در زمان تليسگى وتوليد ادامه يابد و با رعايت اصول بهداشتى و مدريت کنترل و درمان و حذف به موقع اجرا شود .
کنترل در زمان گوسالگى و نليسگى در گوساله هاى ماده : مصرف شير اورام پستان به علت احتمال آلوده شدن غدد پستانى از طريقهمديگر ويا خود دام توصيه نمى شود . عفونت استافى از دوران تليسگى دام را مبتلا مى کند که ۸۰ درصد عفونت ها را تشکيل مى دهدو به طور معمول عفونت هاى مزمن ايجاد مى کند که شنا سايى آن مشکل است. ايجاد عفونت در تليسه ها باعث کاهش توليد بيشتر ، کاهش ارزش تليسه ها ، و ايجاد هزينه هاى درمان قبل از شروع توليد مى شود . مصرف آنتى بيوتيک در اين زمان بسيار موثرتر از زمان شير دهى است وهزينه کمتر است و باعث دفع آلودگى بيشتر در پستان مى شود. ………………….
ورم پستان و در دوره خشکى
دوره خشکى از لحاظ تعقيرات بافتى پستان به سه مرحله تقسيم مى شود: …………………..
مرحله اول مرحله تحليل رفتن فعال است که در اين مرحله گاو از شير دهى به خشکى انتقال مى يابد که ۲۰-۲۱ روز ابتدايى دوره خشکى است که غلظت ترکيبات مثل بتالاکتوآلبومين ، کازيين و لاکتو آلبومين به آرامى و لاکتوز به سرعت کاهش مى يابد،وغلظت ايمنو گلوبين و لاکتو فرين افزايش مى يابد. لاکتوفرين با باند شدن با آهن، آن را از دست رس باکترى ها دور مى کند و با توجه به اينکه درکلى فرم ها جذب سيترات همراه باند شدن با آاهن رخ مى دهد پس نسبت سيترات به آهن براى ادامه زندگى آنها مهم خواهد بود از طرف ديگر غدد پستان با فاگوسيت کردن ومحدود کردن فساد اکسيداتيو باعث مى شوند که عوارض سلول هاى در حال تجزيه اند(زمان تحليل رفتن و التهاب )حداقل شود.
گاو در اين دوره براى ابتلا و وگيرى ورم پستان بسيار مستعد است ؛ از دلايل اين امر، تجمع و عدم خروج شير وعدم ضدعفونى شدن سرپستان ها و تراوش شير از سر پستان ها مى باشد مصرفانتى بيوتيک در اين زمان بيشترين تاثير را دارد زيرا از يک طرف عوامل مستعد کننده آلودگى زياد است و از طرف ديگر به دليل عدم خروج مايعات (شير) تاثير انتى بيوتيک مى تواند بيشتر شود و در نهايت غدد پستان از عفونت هاى قبلى و جديد خصوصاً کلى فرم پاک مى شود. ……………. مرحله دوم ،مرحله تحليل رفتن تدريجى است و مدت آن به طول دوره خشکى بستگى دارد اگر تحليل رفتن فعال ۴-۳ هفته طول کشدو طول دوره خشکى ۶۰-۴۵ روز طول کشداين مرحلهکوتاه مشودو در صورتى که خشکى ۴۰ روز شود ديگر اين مرحله را نخواهيم داشت و براى ايجاد شرايط مساعد مانياز به ۶۵-۶۰روز خشکى داريم.
در اين دوره ايجاد عفونتهاى شديد کاهش مى يابد و اين دوره بالاترين مقاومت به آلودگى مهيا مى شود و در صورتى که آلودگى هم باشد محو خواهد شد که به دليل کاهش حجم مايعات غدد و تراوشات آن مى باشد و نيز کاهش مواد مغذى که باعث رشد باکتريها مى شود . …………………………………
مرحله سوم، دوره توسعه و توليد کلسترول است که دوره انتقال از عدم شير دهى به شير دهى است زمان شروع آن مشخص نيست ولى احتمالاً سه تا چهار هفته قبل از زايش مى باشد ترشحات مواد مختلف از دو هفته قبل شروع مى شود و احتمال آلودگى دوباره بالا مى رود و در اين زمان مقدار لاکتوفرين و ساير ممانعت کننده ها نيز کاهش مى يابد و پستان نسبت به عفونت کننده حساس مى شود .
تغذيه دوره خشکى کمبود بعضى ويتامين ها و مواد معدنى باعث تاثير به ميزان ورم پستان مى شود موادى که عدم تغذيه باعث افزايش عفونت ناشى از ورم پستان مى شود و يا باعث افزايش تعداد سلولهاى بدنى در شير مى شود سلنيوم و ويتامين E باعث محافظت بافت ها از تخريب اکسيداتيو و تقويت عمل فاگوسيتوز مى شود .
اثرکاهش مقدار مواد مغذى ديگر نيز به اثبات رسيده، مثل بتاکاراتن - ويتامين A ،روى ، مس ، کبالت و … …………..
تاثير حشرات در ورم پستان
مطالعاتى در سال ۱۸۸۰ اثر حشرات ( مکس ها ) را درانتقال عوامل ايجاد کننده ورم پستان خصوصاً استاف را نشان دادند اين حشرات با نشستن روى پستان آلوده و خوردن محتويات آن به صورت مکانيکى عوامل را به پستان سالم گارهاى ديگر منتقل مى کند و حتى نشان دادند که در صورتى هم که روى سر پستان هاى تليسه ها بنشينند مى توانند آنها را مبتلا کنند . تحقيقات دانشگاه لويزيا نشان داد که در صورتى که خراش و يا زخم در سر پستانها باشد جذب مگسها با به دنبال دارد که ۷۰ درصد الودگى ها مى باشند و با کنترل مگس ها ورم پستان از ۳/۵۵ درصد به ۶/۵ درصد و استريتو کوک از ۷/۲۰ درصد به ۷/۳ مى رسد … ………………. تدوين :سيد محمود نصراللهى سمينار کارشناسى دانشگاه تهران منبع : http://www.farmiran.ir